الشيخ أبو الفتوح الرازي

28

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

- عليه السلام - يك ركعت نماز بامداد گزارده بود ( 1 ) ، با رسول يك ركعت بكرد و تا او يك ركعت ديگر كرد ( 2 ) ، مردم جاى بگرفتند و ثابت آمد و پاى بر گردن مردم مىنهاد تا بنزديك رسول ، چنان كه ميان او و رسول - عليه السلام - يك شخص ماند . ثابت او را گفت : تفسّح ، جاى بازده . او گفت : اصبت مجلسا فاجلس ، گفت : جاى دارى بنشين . او بنشست آن جا كه بود خشمناك ، چون رسول - عليه السلام - از سخن گفتن فارغ شد ، [ ثابت ] ( 3 ) آن ( 4 ) مرد را گفت : تو كيستى ؟ گفت : أنا فلان بن فلان ، من پسر فلان مردم . [ گفت ] ( 5 ) : ابن فلانه ؟ و او را مادرى بود كه در جاهليّت [ او را ] ( 6 ) سخن مىگفتند ( 7 ) . مرد خجل شد و به شرم بر افتاد خداى تعالى اين آيت فرستاد . ضحّاك گفت : [ آيت ] ( 8 ) در وفد بني تميم آمد كه ايشان به درويشان صحابه فسوس كردند و استهزا ، چون : عمّار و حسّان و بلال و صهيب و سلمان و سالم و از خلافت جامهء ايشان ، خداى تعالى آيت فرستاد و مؤمنان را نهى كرد از مثل آن فعل ، گفت : اى مؤمنان [ 12 - ر ] نبايد كه قومى از قومى فسوس كنند يعنى مردان از مردان . و « قوم » ( 9 ) اسمى است خاصّ مردان را ، و گفتند : بر مردان و زنان افتد . و در آيت مرداناند خاص لقوله تعالى : * ( وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ ) * ، اگر مردان و زنان بودندى ، * ( وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ ) * تكرار بودى ، و قال زهير ( 10 ) : و ما ادري و سوف إخال ادري أقوم آل حصن أم نساء أراد أرجال أم نساء ( 11 ) .

--> ( 1 ) . همهء نسخه بدلها : بامداد كرده بود . ( 2 ) . آج ، كا ، گا ، لا : كردى . ( 3 ) . اساس : ندارد ، با توجه به آد افزوده شد . ( 4 ) . اساس : او ، با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 8 - 6 - 5 ) . اساس : ندارد ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 7 ) . همهء نسخه بدلها : سخن گفتند . ( 9 ) . اساس : قومى ، با توجّه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 10 ) . آج ، لا شعر . ( 11 ) . كا خداى تعالى گفت نبايد كه مردان چنين كنند .